
در پست اول در مورد درد مشترکی گفتیم که همگی به آن مبتلا هستیم دوری از
خدا را می گویم این که مگر می شود انسان از هدف نهایی و غایت اصلی اش غافل
باشد و محبت الهی که شراب طهور وجودش می باشد را بکلی فراموش کند
حداقل اگر رجوع کنیم به سیره امامان علیهم السلام و یا علمای دین خودمان خواهیم دید که چطور در زندگی خود غرق محبت الهی بودند و لحظه به لحظه زندگی شان را به همنشینی با پروردگار عالمیان صرف می کردند چه جمله ی زیبایی امیرمومنان شیخ عارفان علی علیه اسلام در دعای کمیل می گویند که انسان را به حیرت وا میدارد{یا الهی و سیدی و مولای و ربی، صبرت علی عذابک فکیف
اصبر علی فراقک: مولای من! گیرم که بر عذاب تو شکیبا باشم، اما چگونه بر
دوریت صبر کنم؟!}
ما نه تنها از عشق اولیای خدا بی خبریم و حالات آنان را نداریم حتی حالات علما و شهدای خود را نیز در خود نمی بینیم در ادامه شما را به وصیت نامه شهید باغانی توجه می دهم تا شاید به برکت و اخلاص شهدا در دل ما هم آتشی از محبت الهی طنین انداز شود.
امام خامنه ای در مورد نوشته های شهید باغانی می فرمایند:
نوشتهجات شهید عزیز را مکرر، خوانده و هر بار
بهره و فیض تازهای از آن گرفتهام. این را باید بزرگترین فرآورده انقلاب
بدانیم که مردانی در سنین جوانی و در میدان نبرد، معرفت و بصیرت پیران
طریقت را پس از سالها سلوک و ریاضت به دست آورده و به کار بستهاند و این
تحقق وعدهی الهی است که: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...» جوانانی
از این قبیل شایسته است که الگوی جوان مسلمان و راهنمای همگان باشند.